قافیه اختیاری است . تمام خطهای شعر با تکرار یک الگوی ثابت ولی با تعداد تکرار مختلف و حذف احتمالی یک یا چند هجای انتهایی به دست می‏آید . اختیار شاعری تبدیل دو هجای کوتاه به یک هجای بلند رایج است .
الگوهای پرکاربرد به قرار زیر است :
فَعَلاتـُن :
اولین فَعَلاتـُن میتواند به فاعِلاتـُن تبدیل شود:
خواب در چشم ترم می‏شکند ( نیما یوشیج )
آب را گل نکنیم (سهراب سپهری)
اهل کاشانم ( سهراب سپهری)
بی‏تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ( فریدون مشیری)
مَفاعیلُن :
مسیحای جوان‏مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین !
سلامم را تو پاسخ گوی ( زمستان مهدی اخوان ثالث )
نمی‏خواهم بدانم کوزه‏گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت !
فاعِلاتُن :
وای جنگل را بیابان می‏کنند
مُستـَفعِلُن:
ما یادگار عصمت غمگین اعصاریم
و حالا این شعر زیبای فروغ را تقطیع می‏کنیم:
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
7 - 7 - 7 7 - - 7 - 7 - - -
به رودها که در من جاری بودند
7 - 7 - 7 - - - - - -
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
7 - 7 - 7 - 7 7 - - 7 - 7 - 7 7 - -
از فصلهای خشک گذر می‏کردند
- - 7 - 7 - 7 7 - - - -
به مادرم که شکل پیری من بود
7 - 7 - 7 - 7- 7 7 - -
با فرض آنکه برخی از هجاهای بلند در این شعر به جای دو هجای کوتاه آمده‏اند ردپای مـَفاعـِلـُن فـَعـَلاتـُن در این شعر کاملا دیده می‏شود . نکته اینجاست که 7 - در ابتدای وزن گاهی یک یا دو بار در اول وزن تکرار شده است !
این شعر زیبای احمد شاملو نیز تقریبا چنین وضعی دارد :
به راستی صلت کدامین قصیده‏ای ای غزل !
به آفتاب
از دریچه تاریک
خود احمد شاملو به آهنگ ذاتی دیگری در کلمات شعر اعتقاد دارد که لزوما با وزن عروضی منطبق نیست . شاید هجاهایی که فشار یا تاکید در ادای آنها وجود دارد یا بار عاطفی بیشتری دارند در آهنگ شعر سپید مهم باشند . به نظر من این مسئله و بررسی علمی آن هنوز باز است !